
سوزان دو برونوف
Suzanne De Brunhoff
(۱۹۲۵ – ۲۰۱۵)
اقتصاددان مارکسیست، پژوهشگر و استاد دانشگاه فرانسوی است که از برجستهترین نظریهپردازان مارکسی در حوزهی نظریهی پول، سیاست پولی و مالیه به شمار میرود. او از نخستین اندیشمندانی بود که به شکلی نظاممند نظریهی پول در آثار کارل مارکس را بازخوانی کرد و نشان داد که پول در اندیشهی مارکس موضوعی حاشیهای نیست، بلکه یکی از عناصر بنیادی فهم سرمایهداری است. بسیاری از پژوهشگران، دو برونوف را مهمترین نظریهپرداز مارکسیِ پول پس از خود مارکس میدانند. او با نام سیمون بلوم در ۱۶ ژوئن ۱۹۲۹ در استراسبورگ فرانسه به دنیا آمد. پدرش پزشک و مادرش وکیل و از فعالان حقوق زنان بود. خانوادهی او یهودی بودند و در جریان اشغال فرانسه توسط آلمان نازی، برای فرار از تعقیب و تبعید، نام خانوادگی خود را تغییر دادند؛ در همین دوران او نام «سوزان» را برگزید. این تجربهی زیسته از جنگ، نژادپرستی و فاشیسم تأثیر عمیقی بر شکلگیری اندیشهی سیاسی و اجتماعی او گذاشت. پس از جنگ، در دانشگاه سوربن فلسفه خواند و سپس در جامعهشناسی و اقتصاد دکتری گرفت. او از سال ۱۹۶۰ بهعنوان پژوهشگر در مرکز ملی پژوهشهای علمی فرانسه (CNRS) فعالیت کرد و بعدها مدیریت پژوهشی این مرکز را نیز بر عهده داشت. همچنین در دانشگاه پاریس، نیواسکول نیویورک و دانشگاه ملی خودمختار مکزیک تدریس کرد. شهرت علمی دو برونوف بیش از هر چیز به کتاب «مارکس و مسئلهی پول» (La Monnaie chez Marx، ۱۹۶۷) بازمیگردد که با عنوان Marx on Money به انگلیسی ترجمه شد و همچنان یکی از مهمترین آثار کلاسیک دربارهی نظریهی پول مارکس به شمار میآید. او در این کتاب استدلال میکند که پول صرفاً وسیلهی مبادله نیست، بلکه شکل مادیِ ارزش و یکی از ارکان اساسی بازتولید مناسبات سرمایهداری است. از نگاه او، فهم سرمایهداری بدون تحلیل نقش پول، اعتبار و نظام مالی ممکن نیست. این رویکرد بعدها بر طیف گستردهای از اقتصاددانان مارکسی و نظریهپردازان اقتصاد سیاسی تأثیر گذاشت. دو برونوف علاوه بر نظریهی پول، دربارهی نقش دولت در سرمایهداری، سیاستهای اقتصادی، نظامهای مالی بینالمللی و جهانیشدن سرمایه نیز آثار مهمی منتشر کرد. کتاب «دولت، سرمایه و سیاست اقتصادی» (État et Capital) از مهمترین پژوهشهای او دربارهی رابطهی دولت و انباشت سرمایه است. او برخلاف برخی گرایشهای مارکسی، دولت را صرفاً ابزاری در دست طبقهی سرمایهدار نمیدانست، بلکه آن را نهادی میدید که برای بازتولید شرایط عمومی انباشت سرمایه، از جمله مدیریت پول، اعتبار و نیروی کار، نقشی ضروری ایفا میکند. از نظر سیاسی، دو برونوف سالها عضو حزب کمونیست فرانسه بود، اما به دلیل موضع این حزب در قبال جنگ الجزایر از آن فاصله گرفت. او از استقلال الجزایر حمایت کرد، در شبکههای ضد استعماری فعالیت داشت و بعدها نیز در جنبشهای ضدنژادپرستی، عدالت اجتماعی و نقد جهانیشدن نولیبرالی مشارکت کرد. این پیوند میان پژوهش نظری و کنش سیاسی از ویژگیهای برجستهی زندگی او بود. امروزه آثار سوزان دو برونوف همچنان در مطالعات اقتصاد سیاسی، نظریهی پول و مارکسیسم جایگاهی مرجع دارند. پژوهشگران معاصر او را متفکری میدانند که توانست نظریهی پول مارکس را از حاشیه به متن مباحث اقتصاد سیاسی بازگرداند و با تحلیلهای نوآورانهی خود دربارهی پول، دولت و سرمایه، راه را برای نسلهای بعدی اقتصاددانان مارکسی هموار کند. به تعبیر اقتصاددان ایتالیایی ریکاردو بلوفیوره، او «مارکسیستی بود که هرگز جزماندیش نشد و همواره در جستوجوی افقهای تازه برای نقد سرمایهداری باقی ماند.»
