خانه›پدیدآور›نانسی فریزر
نانسی فریزر

نانسی فریزر

Nancy Fraser

(زاده‌ی ۱۹۴۷)

فیلسوف، نظریه‌پرداز انتقادی و اندیشمند فمینیست آمریکایی است که از برجسته‌ترین متفکران معاصر در حوزه‌ی فلسفه‌ی سیاسی، نظریه‌ی عدالت و نقد سرمایه‌داری به شمار می‌رود. او در ۲۰ مه ۱۹۴۷ در شهر بالتیمور ایالت مریلند به دنیا آمد و تحصیلات خود را در رشته‌ی فلسفه در کالج برین مار و سپس در مرکز تحصیلات تکمیلی دانشگاه شهری نیویورک (CUNY) به پایان رساند. فریزر سال‌ها در دانشگاه نورث‌وسترن تدریس کرد و از سال ۱۹۹۵ به «نیواسکول» نیویورک پیوست؛ جایی‌که به‌عنوان استاد فلسفه و علوم سیاسی و اجتماعی به پژوهش و آموزش پرداخت و بعدها به مقام استاد ممتاز (Emerita) رسید. فریزر بیش از هر چیز به دلیل نظریه‌هایش درباره‌ی عدالت اجتماعی شناخته می‌شود. او با نقد برداشت‌های صرفاً اقتصادی یا صرفاً فرهنگی از عدالت، استدلال می‌کند که بی‌عدالتی در جوامع معاصر دو بُعد اصلی دارد: نخست، توزیع نابرابر منابع و ثروت و دوم، به‌رسمیت‌نشناختن یا تحقیر هویت‌ها و گروه‌های اجتماعی. از نظر او، مبارزه برای عدالت تنها زمانی به نتیجه می‌رسد که هر دو بُعد به‌طور هم‌زمان مورد توجه قرار گیرند. بعدها او بُعد سومی نیز به این چارچوب افزود و آن نمایندگی سیاسی یا مشارکت برابر در فرایندهای تصمیم‌گیری است. این سه‌گانه‌ی «بازتوزیع، به‌رسمیت‌شناسی و نمایندگی» از مهم‌ترین دستاوردهای نظری او در فلسفه‌ی سیاسی معاصر به شمار می‌رود. آثار فریزر در مرز میان فلسفه، جامعه‌شناسی، نظریه‌ی انتقادی و اقتصاد سیاسی قرار دارند. او با الهام از سنت مارکسی، اما بدون پایبندی به قرائتی ارتدوکس، به بررسی رابطه‌ی سرمایه‌داری با نابرابری‌های جنسیتی، نژادی، زیست‌محیطی و سیاسی می‌پردازد. او از منتقدان جدی سیاست‌های هویتی‌ای است که مسائل اقتصادی و طبقاتی را به حاشیه می‌رانند و همچنین از فمینیسم لیبرالی که موفقیت فردی زنان در ساختارهای موجود را جایگزین دگرگونی ساختاری جامعه می‌کند، انتقاد کرده است. به باور فریزر، رهایی زنان و دیگر گروه‌های تحت ستم بدون نقد بنیادین مناسبات سرمایه‌داری امکان‌پذیر نیست. در سال‌های اخیر، پژوهش‌های او بیش از پیش بر بحران‌های چندگانه‌ی سرمایه‌داری متمرکز شده است؛ از بحران بازتولید اجتماعی و مراقبت گرفته تا بحران‌های زیست‌محیطی، دموکراسی و ظهور پوپولیسم راست‌گرا. او سرمایه‌داری معاصر را نظامی می‌داند که نه‌تنها نیروی کار، بلکه طبیعت، مراقبت، نهادهای دموکراتیک و حتی شرایط لازم برای بقای خود را نیز به مصرف می‌رساند؛ تحلیلی که در کتاب سرمایه‌داری آدم‌خوار (Cannibal Capitalism) به تفصیل بسط یافته است.