خانه › ادبیات › رمان › فاوست زمینی

فاوست زمینی

نویسندهامیر شوری جزه
ناشرسی‌سرخ
اقتباسی از فاوست گوته
۷۰۰٬۰۰۰ تومان ۵۲۰٬۰۰۰ تومان
۱

مشخصات

قطعرقعی
جلدشومیز
تعداد صفحات۱۲۴
نوبت چاپ۱
سال چاپ۱۴۰۴
نوع کاغذبالکی
شابک۹۷۸۶۲۲۸۷۸۴۹۰۸

درباره‌ی کتاب

این نمایشنامه بازخوانی مدرنی است از اسطوره‌ی فاوست؛ حکایتِ معماری به نام «ایمان» که یک روز، بی‌هیچ دلیل مشخصی، همه‌چیز را رها می‌کند ـــــ کارش را، همسرش را، پسرش را ـــــ و در گوشه‌ی اتاقش، خیره به دیوار، بی‌حرکت می‌نشیند. خانواده‌اش، درمانده، او را نزد یک روان‌پزشک می‌برند، اما این «مشاور»ی که از راه می‌رسد و قول درمان می‌دهد، موجودی است از جنسی دیگر: نیمی شعبده‌باز، نیمی وسوسه‌گر، و کاملاً جادویی.
کتاب در چهار بخش ـــــ «صعود»، «اوج»، «ثبات» و «سقوط» ـــــ مسیر بازگشت ایمان را (که اینک خود را «فاوست» می‌نامد) به «زندگی» روایت می‌کند. اما این بازگشت، به شکلی که مشاور طراحی‌اش می‌کند، چیزی نیست جز زنجیره‌ای از فریب‌های ظریف: خرید بی‌وقفه در ویترین‌های پرزرق‌وبرق، غرق شدن در موسیقی و بازی‌ها تا سرحد فراموشی، و از همه مهم‌تر، وسوسه‌ی جاودانگی از طریق ساختن بلندترین برج جهان ـــــ پروژه‌ای که ایمان سال‌ها پیش، از فرط کمال‌گرایی، نیمه‌کاره رهایش کرده بود. مشاور به او می‌آموزد که مرگ‌ناپذیری واقعی نه در تن، که در نام است؛ نامی که از پدر به پسر، از برجی به برج دیگر، تا ابد تکرار می‌شود.
آنچه این بازخوانی را از نسخه‌ی کلاسیک گوته متمایز می‌کند، زمینه‌ی امروزی آن است: شرکت‌های ساختمانی حریص، قراردادهای فریبنده، تعدیل نیروی کارگران، و شخصیت مارگارت ـــــ منشی ساده و مهربانی که سرنوشتش، درست مثل گرچن در روایت اصلی، قربانی جاه‌طلبی مردی می‌شود که خیال می‌کند دارد کار درستی انجام می‌دهد. کارآموزی جوان هم هست، با طرح‌هایی برای معماری انسانی و ارزان که فاوست در اوج جنونِ بلندپروازی‌اش آن‌ها را «آشغال» می‌خواند و بعدها، در اوج پشیمانی، به آن‌ها به چشم تنها ایده‌ی درست و انسانی نگاه می‌کند.
بازی مشاور با ایمان یک بازی روان‌شناختی چندلایه است: هر بار که ایمان به آستانه‌ی خودآگاهی می‌رسد، مشاور با ترفندی تازه ـــــ یک مِه رنگی، یک قرص، یک قالیچه‌ی پرنده به میان برج‌های خیالی، یا حتی وعده‌ی نوه و ادامه‌ی نسل ـــــ او را به خواب غفلت بر می‌گرداند. پرسش مرکزی نمایش این است: وقتی آدمی از مرگ می‌ترسد، حاضر است برای گریز از آن، به چه چیزهایی «بله» بگوید؟ و آیا تفسیر انسان مدرن از مرگ باز هم امکان یک آری‌گویی واقعی به زندگی وجود دارد؟
پایان نمایش، بی‌آنکه چیزی از تلخی‌اش کم شود، همان طنز سیاهِ نسخه‌ی اصلی فاوست را دارد: جسدی که خانواده بر سرش جمع شده‌اند، و هرکس در پی سهم خودش از میراث اوست ـــــ چشم‌ها، دست‌ها، حتی مغزش ـــــ درست مثل اعضای بدنی که در طول نمایشنامه یکی‌یکی به وعده‌های مشاور فروخته شده بودند.
زبان نمایشنامه دیالوگ‌محور، فشرده و پر از کنایه است؛ کشمکشی مدام میان لحن طنزآمیز و وحشتی که زیر پوستش جریان دارد. برای هر خواننده‌ای که به تئاتر فلسفی، بازخوانی‌های اسطوره‌ای، یا نقد تند از فرهنگ موفقیت و جاه‌طلبی علاقه دارد، این کتاب تجربه‌ای است که تا مدت‌ها بعد از خواندن هم رهایش نخواهد کرد.

دیدگاه‌ها (۰)